باز باران با ترانه
باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آرد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه
وندر این صحرای سوزان
میدود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دس شکسته
پای خسته
باز باران
قطره قطره
میچکد از چوب محمل
آخ باران کی بباری
بر تن عطشان یاران
تر کنند از آن گلو را
آخ باران...
آخ باران...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0:47 توسط عاشق
|
سلام! امیدوام بتونم واقعا قرآن رو درک کنم و تنها غرق در تلاوت نشم!من تو دوران کودکی و نوجوانی چند هزار تلاوت از قاریان مختلف مصری و ایرانی گوش کردم اما متاسفانه تا چند سال پیش به کل تلاوت رو کنار گذاشته بودم.