سالروز تخریب حرم ائمه بقیع تسلیت باد.

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع
تا سحر می‌سوختم چون قلب زوار بقیع

کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگدل
می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع

قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت
ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع

نیست حق گریه‌اش بر چار قبر بی‌چراغ
زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع

ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان
صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع

آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر
هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع

گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور
شب که خلوت می‌شود زهراست، زوار بقیع

اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان
دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع

گر به دقت بنگری بر این امامان غریب
می‌چکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع

بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه
بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع


گران بهاترین آثار تاریخی

در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چرا که زادگاه اصلی اسلام آنجاست و آثار گران بهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می شود. ولی متأسفانه، متعصّبان خشک مغز وهّابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان برده اند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهم ترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار می آید.(1)
فضیلت های بقیع

قبرستان تاریک و خاموش بقیع، آرامگاه چهار امام معصوم، بسیاری از صحابه بزرگوار، یاران پیشوایان معصوم و شهیدان گران قدر صدر اسلام است. در این قبرستان، بیش از هزار نفر از صحابه گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله ، تابعان، قاریان و سادات بنی هاشم مدفونند. البته بیشتر قبور آنان جز چند تنِ معدود، گمنام و نامعلوم است.

در کتاب های زیارت و دعا آمده است که هنگام زیارت بقیع، به سبب قداست آن مکان که روزی قدم های مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بر آن نهاده شده و بهترین اولیای خدا در آن مدفونند، با پاهای برهنه وارد شوید.(2)

______________________________

1. ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام ، 1384، چ 1، صص 63 ـ 64.

2. اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، نشر مشعر، 1374، چ 2، صص 354 ـ 355.

گنبد و بارگاه های بقیع ویژه نامه سالروز تخریب قبور ائمه اطهار

با سیری کوتاه در کتاب های موجود و تصاویر ارائه شده از سوی سیّاحان و سفرنامه نویسان، این مسئله آشکار می شود که بیشتر قبور بقیع تا پیش از نفوذ تفکر وهابی در عربستان، دارای گنبد و ضریح آهنین، مسی یا نقره ای بوده و کتیبه ها و سنگ نبشته هایی نیز داشته اند که نام و نشان صاحب قبر بر آن ثبت بوده است.

با سلطه عوامل وهابیت در سرزمین حجاز، آنان براساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند. آنها پس از تسلط بر حجاز، به هتک حرمت قبور مقدس بقیع و دیگر بقعه های مدینه، اعم از شهدای احد، حضرت حمزه، عبدالله پدر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و نیز بقعه های مکه و دیگر نقاط مشغول شدند.(1)
نخستین مدفون بقیع

نخستین کسی که بنابر فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبرستان بقیع دفن شد، عثمان بن مظعون، صحابه بزرگوار ایشان بود. پیامبر با دست مبارکشان سنگ قبری را روی قبر وی قرار داد و فرمود: «اهل بیت مرا این جا دفن کنید». هنگامی که مروان، والی مدینه شد، از روی خصومتی که با اهل بیت و صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، آن سنگ ها را برداشت و قسم خورد که نمی گذارد بر قبر عثمان بن مظعون سنگی باشد، تا به این وسیله شناخته نشود.(2)
تخریب قبور بقیع

از مسایلی که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، مسئله تعمیر قبور، و ساختن بنا بر روی قبر پیامبران، اولیای الهی و صالحان است. این مسئله را برای نخستین بار ابن تیمیه و شاگرد معروفش، ابن قَیِّم عنوان کردند و بر تحریم ساختن بنا، ولزوم ویرانی آن فتوا دادند. ابن قیّم در کتاب خود نوشته است: «ویران کردن بنایی که روی قبور ساخته شده، واجب است و پس از قدرت بر ویران کردن آن، باقی گذاشتن آنها به همان صورت، حتی یک روز هم جایز نیست». در سال 1344 هجری قمری که سعودی ها بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط یافتند، به فکر تخریب بارگاه های بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر افتادند و در هشتم شوال همان سال، تخریب بی امان قبور بقیع را آغاز کردند.(3)
استعمار و فرقه های ساختگی

از روش های استعمار در مقابله با اسلام و نفوذ در صفوف مسلمانان، تحریف دین و واژگون کردن اهداف و مقاصد نهایی آموزه های مقدس اسلام است. این ترفند، در قالب ساختن و

______________________________

1. اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، قم، مشعر، 1374، چ 2، صص 355 ـ 356.

2. همان، ص 358.

3. جعفر سبحانی، آیین وهابیت، صص 38ـ39.

پروردن فرقه های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می نماید. وهابیت، یکی از این فرقه های ساختگی است که با مهارت تمام، به دست استعمار انگلیس بنیان نهاده شد. اهدافی که استعمارگران انگلیسی از ساختن مسلک وهابیت دنبال می کردند عبارت بود از: بدعت گذاری در دین با تحریف حقایق و احکام اسلامی، خنثی کردن آموزه هایی چون جهاد و مبارزه، و نیز ناموجّه جلوه دادن تجمع در اماکن مقدسه و زیارتگاه ها، به عنوان یکی از نمودها و پایگاه های وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها به بهانه مظاهر شرک و گمراهی.(1)
افکار محمد بن عبد الوهاب

محمدبن عبدالوهاب، بنیان گذار تفکر وهابیت، در کودکی علاقه شدیدی به مطالعه کتاب های «ابن تیمیه» و «ابن قیّم جوزی» داشت و خمیرمایه افکار خود را از آن دو گرفت. محمدبن عبدالوهاب، چند کتاب کوچک نوشته و عقاید خود را آشکارا در آنها بیان کرده است. او فهم درستی از دین نداشت و به همین دلیل، اشتباه های فراوانی در عقایدش دیده می شد. یکی از کتاب های او کشف الشبهات است، که آن را به منظور پاسخگویی از اشکالات علمای سرزمین های گوناگون بر افکارش نوشته بود.(2)
سَلَفیّه، ریشه وهابیت

سلفیّه یا سلفی ها، بنیان گذاران اصلی مذهب وهابی به شمار می آیند. آنها دسته ای از پیروان مذهب حنبلی بودند که در قرن چهارم هجری پدید آمدند.

سلَفیّه، اموری را منافی توحید می پندارند که فرقه های دیگر اسلامی، آن را از ایشان نمی پذیرند. برای مثال، آنها توسل جستن، شفاعت، زیارت قبور، و این گونه امور را منافی توحید و بدعت می پندارند؛ به همین دلیل، دستور تخریب بارگاه های مطهر معصومان و بزرگان دین را صادر کردند.(3)
وهابیت، شبه خوارج

وهابیان از جهتی شبیه خوارجند. خوارج براساس تلقی خاصشان از ایمان و کفر، دیگر مسلمانان را کافر و مشرک می دانستند. وهابی ها نیز براساس تلقی خاصشان از توحید، بسیاری از آداب اسلامی را شرک و کفر می دانند و در نتیجه، معتقدان و عمل کنندگان به این آداب را که همه مسلمانان هستند، مشرک و کافر می پندارند. عقاید وهابیان، عمدتاً نفی باورها و رفتارهای دیگر مسلمانان و اتهام شرک به دیگران است. آنها آدابی مانند توسل به اولیای الهی، طلب شفاعت از آنان، تعمیر و زیارت قبور آن بزرگواران، و نیز ساختن مسجد در کنار قبور را شرک می دانند.(4)

______________________________

1. رضا فتح آبادی، نقش استعمار در پیدایش وهابیت،انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی، 1375، چ 1، ص 8.

2. وهابیت بر سر دو راهی ،صص 32-35.

3. علی اصغر فقیهی، وهابیان ،تهران، صبا، 1366، چ 3، صص 19-21.

4. آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص 149.

بدعت در دین

ابن تیمیه، از بزرگ ترین عالمان حنبلی در قرن هفتم و هشتم است. او چون عقاید و آرایی برخلاف معتقدات عموم فرقه های اسلامی بیان می کرد، همواره مورد مخالفت عالمان دیگر قرار داشت و از این رهگذر، مدتی را هم در زندان به سر برد. همین عقاید، بعدها اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داد. ابن تیمیه، برخی از رفتارهای دینی مانند زیارت و توسل را بدعت و شرک می دانست. او معتقد بود: کارهایی مانند دعا، تضرع، طلب حاجت، استغاثه و امثال آنها که نزد قبور بقیع و قبرهای دیگر انجام می گیرد، باید منع شود و آنچه به عنوان مسجد در اطراف قبرها بنا گردیده، باید ویران گردد. نیز اگر باز هم امور یاد شده انجام یابد، لازم است اثر قبر محو شود و هیچ نشانی از آن باقی نماند.(1)
وسیله قرار دادن خوبان

مسلمانان به طور اتفاق، کمک گرفتن از اولیای الهی را جایز و آن را در راستای توحید می دانند؛ زیرا اگر از اولیای الهی، یعنی پیامبر و پیشوایان معصوم کمک خواسته می شود، به این دلیل نیست که آنان مستقل در تأثیر دانسته می شوند، بلکه از آن جهت است که اولیای الهی، مقرّب درگاه خداوند و مظهر صفات جمال، کمال و اسمای الهی هستند و به اذن، اراده، اشاره و مشیّت الهی در این عالم تصرف می کنند. اما وهابیان برخلاف اجماع مسلمانان، این مسئله را شدیداً محکوم و تحریم می کنند و آن را بزرگ تر از شرک جاهلیت می دانند. ابن تیمیه، مؤسس عقاید وهابیان عقیده دارد که از اقسام شرک آن است که از غیر خدا کمک و یاری بطلبند و کسی که این گونه بگوید، باید توبه کند، اگر توبه نکند، کشتنش واجب می شود و مال و خونش نیز حلال است.(2)
بقعه بقیع
جلوه جنّت به چشم خاکیان دارد بقیع یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع
گر حصار کعبه را جبریل دربانی کند صد چو موسی و مسیحا پاسبان دارد بقیع
گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع
گر چه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز از پروبال ملائک سایبان دارد
این مبارک بقعه را حاجت به نور ماه نیست در دل هر ذره، خورشیدی نهان دارد بقیع
محمدجواد غفورزاده کاشانی (شفق)(3)