سلام دوستای خوبم .  

به نظر شما اینکه فقط بشینیم و بگیم  پیشرفت این میشه پیشرفت؟! بیایم  با یه راه حل ساده کمی پیشرفت کنیم مثلا با صرفه جویی شاید تعجب کنید اما قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود اگه هر کدوم از ماها یه خورده صرفه جویی کنیم کلی پول برا ابادانی کشورمون صرفه جویی کردیم  فکر کنید ببینید کجاها اسراف میکنیم کاغذ  آب  برق  تلفن  اینترنت  روزی یه کاغذ یه لیوان آب یه ساعت تلفن اینترنت و.... صرفه جویی کنیم  تلفن زنگ میزنه بله؟؟  ابه ببه  نی نی کوچولوی نازیه آخه یعنی چی مامانه برا راحتی خودش هم مزاحم ما میشه هم کلی اسراف میکنه  پس عزیزان نه اسرافیم به درد میخوره باور کنیم.

                                         

               

پدر به نزدیک گیتس ميرود و میگوید:

برای دخترت شوهری سراغ دارم.

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز زود است که ازدواج کند.

پدر: اما این مرد جوان مدیر عامل بانک جهانی است.

بیل گیتس: اوه که این طور! د راین صور ت قبول است.

بالاخره پدر به دیدار مدیر عامل بانک جهانی میرود.

و میگوید: مرد جوانی را برای سمت قائم مقامی مدیر عامل سراغ دارم.

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است.

مدیرعامل: اوه اگر این طور است باشد.

و معامله به این ترتیب انجام شد.

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم میتوانید چیزهایی به دست آورید اما باید روش مناسبی بر گزینید.